توریا پیت

انسـانهای زیـادی در دنیـا هسـتند کـه بر مشـکالت و دردها و رنـج ها غلبـه کردهاند و علیرغـم صدماتـی کـه دیدهانـد، زندگی جدیدی بـرای خود سـاخته اند. توریـا پیـت نمونـهای از ایـن انسانهاسـت که با قدرت و سـختی بر مشـکالت غلبه کرده و داسـتان مبارزه ی او برای زندگی بسـیار الهامبخش اسـت. توریا پیت Pitt Turia در سـال ۲۰۱۱ در طول مسـابقات ماراتن دچار سـوختگی شـدید شـد. ۶۵ درصـد بدنـش دچـار سـانحه شـد و سـالها تحـت درمـان بـود و در پروسـهی درمانـی تحـت بیـش از ۱۰۰ عمـل جراحی قـرار گرفت. او در شـرایطی بـود کـه بایـد زندگیـش را کاملا از پایه میسـاخت و زندگـی جدیدی را شـروع میکرد. او میگویـد: وقتـی بـه تجربـهای کـه داشـتم فکر میکنـم به خـودم افتخـار میکنم که نـه تنهـا خودم را در آن شـرایط سـخت مدیریـت کردم بلکه توانسـتم زندگیـم را طوری بسـازم کـه حتـی از زندگـی قبلی بهتر هم هسـت. در واقـع اتفاقـی کـه بـرای توریـا افتـاد نقطـهی عطفـی در زندگی او شـد که باعث شـد قـدرت پنهـان خـود را بـرای سـاختن زندگـی جدید پیـدا کند. توریـا مـی گویـد: مـن همواره معتقـد بودم که زندگی بسـیار ارزشـمند اسـت و مـا تنها یـک بـار فرصـت زندگی کـردن داریم. قبـل از حادثـه مـن همیشـه آدم فعـال و پر تالشـی بـودم و بـرای انجام کارهـا داوطلب میشـدم و همیشـه در حـال فعالیـت بودم. زندگـی مثـل بـازی ویدئویـی نیسـت کـه بعـد از مردن شـانس دیگـری پیدا کنیـم و به زندگـی ادامـه بدیم. توریـا میگویـد: گاهـی دچار اسـترس میشـوم کـه چقدر بـرای انجـام کارهایـی که دلم مـی خواهـد انجـام دهـم و اثـری که مـی خواهـم در زندگـی بگـذارم، زمان کمـی دارم. و گاهـی کـه از ایـن فکرهـا کالفـه می شـوم به خـودم یـادآوری میکنـم که آرام باشـم و سـخت نگیـرم و تنهـا تمرکـزم را روی گامهـای کوچکـی که امـروز میتوانم بـردارم و کارهـای کوچکـی کـه مـی توانم انجـام دهـم، بگذارم. مـن فکـر میکنـم مـدام باید ایـن نکته را بـه خـودم و دیگران یـادآوری کنم کـه زندگی یک هدیه اسـت.

گاهـی اوقـات وقتـی بـه هـدف نهاییمون نـگاه مـی کنیـم، شـرایط بسـیار سـخت و پیچیـده بـه نظـر میرسـد و گاهـی فکـر میکنیـم در جایـگاه و شـرایط بـد و نامناسـبی هسـتیم و ایـدهی دوبـاره سـاختن زندگـی و شـروع زندگـی دوبـاره دور از دسـترس و غیـر ممکـن بـه نظـر میرسـد. در ایـن مواقـع مـن تنهـا روی کارهایـی کـه در یـک روز بایـد انجـام دهـم تمرکـز میکنـم و وقتـی روز را به پایان میرسـانم بـه خـود مـی گویـم: آفریـن از پسـش بـر آمـدی، یـک روز دیگـر را هـم بـا موفقیت گذروندی. و وقتـی حتـی کارهـای یـک روز هـم بنظـرم سـخت میآینـد، روی سـاعتها و فعالیتهایـی کـه میخواهـم در هـر سـاعت انجـام بدهـم، تمرکـز میکنـم و سـعی میکنـم فعالیتهـای هر سـاعت را بـه خوبـی انجـام دهـم. در طـول روز هـر سـاعتی کـه میگـذرد بـه خـودم میگویم یـک سـاعت دیگـر هـم گذشـت و تـو از پسـش بر آمـدی. و به این صورت فشـاری را کـه بـر ذهنـم هسـت کـم میکنـم. بـا خودتـون مهربـان باشـید و بـه خودتان سـخت نگیریـد. شـما یک انسـان هسـتید و ایـن کاملا طبیعی اسـت که احساسـات داشـته باشـید. اگر فکر میکنید بدشانسی آوردیـد و در شـرایط بـدی گیـر کردیـد، سـعی کنیـد آرام آرام از ایـن مرحلـه بگذریـد و بـه خودتـان فشـار نیاوریـد. 

توریـا: همـه از مـن می پرسـند این نیـرو را از کجـا آورده ای. آنهـا فکـر میکننـد مـن نیـرو و انگیـزه مـاوراء طبیعـی دارم و هر روز بـا کلـی انـرژی از رختخواب بیـرون می پرم و بـی صبرانـه روزم را شـروع میکنـم، ولـی اینطـور نیسـت. بنظـرم مهـم این اسـت که فشـاری بـه خودمـان نیاوریم و توقـع زیادی از خـود نداشـته باشـیم. فکـر نکنیـم که هر روز بایـد کارهـای خارقالعـاده انجـام دهیم. مـن همیشـه بـه خـودم یـادآوری میکنـم کـه در حـال انجام هـر کاری که هسـتم )از جمله نوشـتن کتاب یا انجـام کارهای روزانه و…( بایـد بـی خیـال ایـن باشـم کـه بـرای انجامـش بایـد خیلی انگیزه داشـته باشـم و پـر انرژی باشـم. فقط کافی سـت روی کارم تمرکـز کنـم و قدمهای کوچکی کـه من رو بـه هدفم می رسـانند، بـردارم.

توریـا پیـت مـی گویـد: یـک نکتـه ای که در رابطـه بـا اتفاقـی کـه برایـم افتـاد، مهـم اسـت این اسـت کـه زندگـی مـن را جوری امتحـان کـرد کـه بـا امتحـان آدم هـای معمولی متفاوت اسـت و چیزی اسـت کـه برای خیلـی هـا اتفـاق نمی افتـد. اینیک امتحان خـاص بود. من این شـرایط خـاص رو تجربه کـردم و یـاد گرفتـم زندگیـم را از نو بسـازم. مـن حتـی نمـی توانسـتم راه بروم، موهایم را شـانه کنـم و کارهای شـخصی و روزمره ام را انجـام دهم. من در شـرایط بسـیاریخت و بـدی بودم. کـم کـم یـاد گرفتـم چطـور هـر روز صبـح از رختخـواب بیـرون بیایـم، راه بـروم، چطور بازویـم را خـم کنـم کـه بتوانـم غـذار را در دهانم بگـذارم و چطـور موهایم را شـانه کنم. تجربـه ای کـه داشـتم بـه مـن آموخـت کـه نه تنهـا من یـک انسـان سرسـخت و مبارز هسـتم بلکـه تمـام آدم هـا نیـز ایـن خصوصیـات و قـدرت را دارند کـه سرسـختانه برای زندگـی بجنگند. همـهی مـا توانمنـد و قدرتمنـد هسـتیم و همـه این تـوان روحـی و ذهنـی را داریم ولی چـون معمـوال در شـرایط سـخت قـرار نمی گیریـم و هیچ وقت احسـاس نمـی کنیم که شـرایط را بایـد تغییـر دهیـم و هیـچ گاه از منطقـه امـن خـود بیـرون نمی آییـم، به این قـدرت درونـی پـی نمی بریـم و از آن نـا آگاهیم. ولـی بـه نظـر من ایـن مزخرف اسـت. من بـاور دارم کـه ما همگی ایـن توانایـی و قدرت را داریـم ولـی هیـچ گاه خودمـان را بـه چالـش نمـی کشـیم و تـوان و قـدرت خـود را امتحـان نمـی کنیم.

نظرتوریا پیت درباره ی فکرهای منفی:

مـن هـم یـک انسـان هسـتم و ماننـد هـر انسـان دیگـری فکرهـای منفـی بـه سـراغم میآینـد. گاهـی ایـن فکـر بـه ذهنـم مـی آید که شـرایط زندگی بسـیار سـخت اسـت و مـن از پـس آن بـر نمیآیـم. وقتـی صبـح از خـواب بیـدار می شـوم به خـودم می گویم: امـروز روز سـختیه و مطمئن نیسـتم کـه از پسـش بر مـی آیم و مـی توانـم کاری انجام دهـم یا خیر. ما همگی این دو فکر و صدا را در ذهنمان داریم. از طرفـی ایـن افـکار منفـی همـواره با ما هسـتند و بـه ما یـادآوری می کنند کـه: تو به انـدازه کافـی خـوب نیسـتی، تو یک احمقی، تو زیبا نیسـتی، تو شکسـت می خـوری و… و از طرفـی صداهـا و افـکاری در ذهنمـان هسـتند کـه به مـا انگیزه و انرژی مـی دهند و بـه مـا مـی گوینـد: تـو از پس ایـن کار بر مـی آیی و مـی توانی انجامـش دهی.

بـرای آنکـه آن افـکار منفـی را در ذهنـم خامـوش کنـم تمریـن سپاسـگزاری را انجـام مـی دهـم. سپاسـگزاری ابـزاری سـت کـه من هـر روز صبح از آن اسـتفاده میکنـم کـه افـکار منفـی را دور بزنـم و انـرژی بـرای انجام کارهایم داشـته باشـم. یـک نکتـه ای که دربـاره ی سپاسـگزاری عالـی اسـت ایـن اسـت کـه تـو نمیتوانی هـم زمـان هـم شـکرگزار باشـی و هـم عصبانـی. نمـی توانـی هـم زمـان هـم شـکرگزار باشـی هم ناراحـت و دلخور. اگر واقعـا سپاسـگزار هسـتی ایـن تنهـا حـس واقعـی تـو اسـت. مـا معموال در زندگی روی نداشـته هایمان تمرکـز مـی کنیـم، روی کارهایـی کـه خـوب پیـش نمـی رونـد و روی کارهایـی کـه توقع داشـتیم دیگـران برایمـان انجام دهنـد و انجـام ندادنـد.

و فکـر مـی کنـم هـرگاه ایـن دیـدگاه را عـوض کنیـم و بـه چیزهایـی کـه داریم و می توانیم بخاطر آن ها سپاسـگزار باشـیم، توجـه و نـگاه کنیـم، طـرز فکرمـان عوض خواهـد شـد. چیزهایـی مثـل خانـواده، شـغل، خانـه، سلامتی، فرزندانمـان و… وقتـی شـما روزتـان را باایـن افـکار شـکرگزارانه شـروع مـی کنید بـرای انجام کارهایتـان انگیـزه پیـدا خواهیـد کـرد و ایـن راه مخصوصـی اسـت کـه مـن از آن اسـتفاده مـی کنـم تـا تحـت تاثیـر افـکار منفـی قـرار نگیـرم.

همهی ما توانمند و قدرتمند هستیم و همه این توان روحی و ذهنی را داریم ولی چون معموال در شرایط سخت قرار نمی گیریم و هیچ وقت احساس نمی کنیم که شرایط را باید تغییر دهیم و هیچ گاه از منطقه امن خود بیرون نمی آییم، به این قدرت درونی پی نمی بریم و از آن نا آگاهیم.

توریا پیت